به گزارش پایگاه تحلیلی خبری آزنیک، معتقدم آموزش و آگاهی‌بخشی درباره خشونت، به‌طور کلی در جامعه و به‌ویژه درباره زنان و کودکان، با توجه به بستر مذهبی جامعه، گسترش فقر اقتصادی، وسعت حاشیه‌نشینی و فاصله فرهنگی میان کلان‌شهرها و شهرهای کوچک، کاری بسیار دشوار است. نه اینکه ناممکن باشد، اما نیازمند برنامه‌ریزی دقیق، فعالیتی منسجم و مستمر است؛ مسیری که طبیعتا زمان‌بر و دیربازده خواهد بود.

دشواری از جایی آغاز می‌شود که هنوز مادرانی هستند که هنگام تقسیم غذا، ران مرغ را در بشقاب همسر یا پسرشان می‌گذارند و به‌صورت ناآگاهانه، آنان را مسئول مراقبت و کنترل دختران، همسران و خواهران خانواده می‌دانند؛ رفتاری که به شکلی پنهان، احساس برتری و حقانیت را در مردان بازتولید می‌کند.

قانون گاهی ممکن است به چشم «زور» دیده شود، اما من اقتدار قانون را در برابر خشونت افسارگسیخته‌ای که متاسفانه گاهی خودِ زنان نیز از سر ناآگاهی به تداوم آن کمک می‌کنند، ترجیح می‌دهم.

به همین دلیل، در کنار تلاش برای افزایش آگاهی عمومی، باور دارم اولویت باید اصلاح قوانین باشد. در این میان، رسانه‌ها و خبرنگاران نقشی تعیین‌کننده دارند؛ نه فقط در بازتاب فجایع، بلکه در پیگیری مستمر مطالبات برای تغییر قوانین.

متاسفانه رسانه‌ها تا زمانی که یک حادثه بر میزان مخاطب و تیراژشان تاثیر دارد، آن را دنبال می‌کنند، اما پس از مدتی، همه‌چیز تا وقوع فاجعه بعدی به فراموشی سپرده می‌شود.

منظورم صرفا پیگیری خودِ فاجعه نیست؛ بلکه پیگیری، اعتراض و مطالبه‌گری برای اصلاح قوانینی است که دست متجاوز و خشونت‌گر را باز می‌گذارد و اجازه می‌دهد این چرخه تلخ خشونت همچنان ادامه پیدا کند.



پایان//