مقدمه
به گزارش پایگاه تحلیلی خبری آزنیک، در دنیای معاصر، آموزش هویت ملی به کودکان دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر برای حفظ انسجام اجتماعی، تعلق سرزمینی و مشارکت فعال در آینده کشور است. در این میان، آموزش جغرافیای سرزمینی ایران و مسائل ژئوپلیتیکی مانند جزایر سهگانه خلیج فارس، بخش مهمی از فرآیند تربیت هویتی کودکان محسوب میشود.
با وجود اهمیت بنیادین این مسئله، بررسیها نشان میدهد که نظام آموزشی ایران در پرداختن به مفاهیم سرزمینی مانند تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی با کاستیهای جدی مواجه است. این غفلت، نهتنها از منظر تربیتی بلکه از منظر حقوقی، فرهنگی و روانی، تبعات بلندمدتی برای نسل آینده خواهد داشت.
اهمیت آموزش هویت ملی در دوران ابتدایی
مطابق با نظریهی اریکسون، بازهی سنی ۶ تا ۱۲ سال، دوران طلایی برای شکلگیری هویت اجتماعی و حس تعلق در کودکان است. در این سن، کودک مفاهیمی مانند "وطن"، "سرزمین"، "تاریخ" و "مرز" را نهفقط بهصورت دانشی، بلکه بهصورت عاطفی و روانی درونیسازی میکند.
از دیدگاه حقوق بینالملل کودک، بهویژه ماده ۸ پیماننامه حقوق کودک سازمان ملل متحد (۱۹۸۹)، دولتها موظف به حفظ و احیای هویت کودکان، شامل نام، تابعیت و روابط خانوادگی هستند. این مفهوم دربرگیرندهی «هویت ملی» نیز میشود و بر اساس تفاسیر کمیته حقوق کودک، بخشی از «مصالح عالیه کودک» است.
جزایر سهگانه خلیج فارس؛ آزمونی برای نظام آموزشی ایران
جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی صرفاً نقاطی روی نقشه نیستند؛ آنها نمادهایی از حاکمیت، حافظه تاریخی و هویت سرزمینی ملت ایراناند. با اینحال، بررسی محتوای آموزشی سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ در دورههای ابتدایی و متوسطه نشان میدهد که هیچ اشاره مستقیمی به اهمیت هویتی یا ژئوپلیتیکی این جزایر نشده است.
این غفلت، برخلاف مفاد سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، بهویژه بندهای مرتبط با «تقویت هویت اسلامی-ایرانی» و همچنین اصل ۳۰ قانون اساسی در مورد آموزش رایگان و جامع برای همه کودکان است.
پیامدهای حذف هویت سرزمینی از آموزش رسمی
مطالعات روانشناسی رشد و شناخت نشان میدهند که حذف موضوعات کلیدی از آموزش رسمی، در ناخودآگاه کودک بهمعنای بیاهمیتی آنها تلقی میشود. بهطور نمونه، مطالعهای میدانی در سال ۱۴۰۲ در مدارس سه استان جنوبی ایران (هرمزگان، بوشهر و کرمان) نشان داد که ۷۲٪ از دانشآموزان کلاس پنجم و ششم حتی نام جزایر سهگانه را نشنیدهاند.
در مقابل، این کودکان آشنایی بالایی با مکانها و برندهای خارجی داشتند که از طریق رسانههای فرامرزی و فضای مجازی در ذهن آنها نهادینه شده بود. این شکاف اطلاعاتی، حاصل سکوت و غفلت نهادهای رسمی آموزشی و رسانهای کشور است.
نقش رسانه، خانواده و جامعه مدنی در تقویت هویت ملی
در شرایطی که مرزهای جنگهای جدید، فرهنگی و روانی شدهاند، آموزش هویت ملی به کودکان باید از طریق همه نهادهای اجتماعی تقویت شود:
- خانواده بهعنوان نخستین بستر آموزش غیررسمی؛
- رسانه ملی با تولید برنامههای کودکمحور با محوریت جغرافیای ایران؛
- سازمانهای مردمنهاد با اجرای کارگاههای خلاق؛
- دانشگاهها با حمایت از پژوهشهای مرتبط با آموزش هویتی؛
- نهادهای قانونگذار با تصویب طرحهای مشخص در شورای عالی آموزش و پرورش.
پیشنهادهای راهبردی برای آموزش هویت ملی به کودکان
در راستای تحقق حقوق هویتی کودکان و احیای جایگاه مفاهیم سرزمینی در آموزش، پیشنهادهای زیر ارائه میشود:
- بازنگری در کتب درسی دوره ابتدایی برای افزودن محتوای مرتبط با جزایر سهگانه؛
- تولید پویانمایی، بازی و داستان کودکانه با محوریت جغرافیای ایران؛
- برگزاری جشنواره ملی "کودک و سرزمین" برای تقویت تعلق ملی؛
- الزام رسانه ملی به تولید محتوای کودکانه با تمرکز بر مرزهای ایران؛
- تصویب طرح «تربیت هویتی سرزمینی» در نهادهای آموزشی؛
- حمایت مالی و پژوهشی از پایاننامهها در حوزه آموزش هویتی کودکان؛
- تشکیل یک نهاد میاندستگاهی برای رصد تحقق حقوق هویتی کودکان.
نتیجهگیری
نادیده گرفتن آموزش هویت ملی، بهویژه دربارهی جزایر سهگانه خلیج فارس، صرفاً یک کاستی آموزشی نیست، بلکه یک خطر فرهنگی، اجتماعی و امنیتی برای نسل آینده محسوب میشود. بازگشت به این مأموریت بنیادین، نیازمند همافزایی دولت، نهادهای مدنی، رسانه و خانواده است. اگر امروز در ذهن و قلب کودک، سرزمینش را نسازیم، فردا در دفاع از آن چیزی برای ایستادن باقی نخواهد ماند.
محمدمهدی سیدناصری حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان
پایان//