به گزارش پایگاه تحلیلی خبری آزنیک، ابراهیم نورآورمحمد کارگردان فیلم سینمایی ملکه آلیشون، در گفت‌وگویی اختصاصی درباره شکل‌گیری تخیل از کودکی، چرایی ساخت این فیلم و چالش‌های بزرگ سینمای کودک توضیح داد.



تخیل‌گرایی از کودکی در من ریشه داشت
او سخنان خود را با اشاره به دوران کودکی آغاز کرد:«شروع هر ماجرایی از ژنتیک و شکل‌گیری ذهن و استعداد به هر موضوعی به صورت ناخودآگاه و ارثی اتفاق می‌افته و شکل می‌گیره.
می‌خوام اینو بگم که تخیل‌گرایی و داستان‌سازی از همون کودکی به صورت پیش‌فعال در من شکل گرفت، تا جایی که دوست داشتم همیشه یه چیزی بسازم یا خلق کنم.»



نورآورمحمد درباره شروع نقاشی‌اش گفت:«این موضوع با نقاش شدنم توی ۴سالگی اتفاق افتاد.
ولی نقاشی دنیای کودکی خودم و دنیای خیالی، شاید غیرعادی بود ولی دست خودم نبود. عاشق این دنیا بودم و دست خودم نبود. فکر می‌کردم شاید دورانی داره و می‌گذره ولی برعکس شدیدتر و طماع‌تر شدم که البته این بهم انرژی و حال خوب می‌داد.»



دنیای کودکان = دنیایی بی‌انتها برای خلق آثار
کارگردان «ملکه آلیشون» با تأکید بر اهمیت خیال کودکانه گفت: «دنیای بچه‌ها بی‌انتهاس و پیچیده، ولی پر از قشنگی و خیال.
وقتی این دنیا رو داشته باشید دست‌تون برای خلق آثار بی‌انتها همیشه بازه و باز می‌مونه...
و جالب‌تر اینه که به راحتی می‌تونید دروغ‌های پر از تخیل بسازید که برای بچه‌ها اصلاً دروغ نیست.»



او مثال جالبی هم می‌زند:«مثلاً می‌تونید به یه لیوان چشم و گوش و دهن بدید تا باهاتون رفیق بشه و هم‌صحبت‌تون باشه. این خیلی زیباست»



انگیزه اصلی برای ساخت فیلم: آموزش عشق به طبیعت

نورآورمحمد درباره فلسفه‌ی ساخت «ملکه آلیشون» توضیح داد:«اول عشق خودم به دنیای بچه‌ها، و بعد ایده‌پردازی برای آموزش و شکل‌دهی به ذهن کودکانه در قالب فیلم.
موضوع ملکه آلیشون دقیقاً یه آموزش و یه یادآوریه: بیایید طبیعت رو دوست داشته باشید.»



او درباره شخصیت اصلی می‌گوید:«شخصیت ملکه آلیشون از دنیای واقعی اومده؛ درختی که بعد از ۳هزارسال با ندانم‌کاری‌های آدما می‌شکنه و از بین میره.
آخه چرا؟ این درخت بسیار مقدس بود و نماد شکوه و عظمت. چقدر راحت از کنارش گذشتن.»


او تأکید کرد:«نمی‌دونم که جذاب هست یا نه، ولی می‌دونم این موضوع تأثیر فوق‌العاده‌ای می‌تونه توی ذهن کودکان و نوجوانان پدیدار کنه… چون ذهن اونا در حال رشد و شکل‌گیری هستش و بهترین موقع برای پرورش دادن موضوعات مهم توی مغز اوناست.
چقدر عالیه وقتی میشه در قالب یک فیلم فانتزی و تخیلی اینکارو کرد.»



چالش بازیگران محلی؛ یک سال برای تمرین بیان و لهجه!
«کار با بازیگرای محلی به شدت سخت و سنگین بود، دلیل اصلیش اینه که ما با مشکل گویش و فن بیان طرف هستیم و زمانی که سبک کار کلاسیک و کمی نزدیک به کار غرب با ادبیات خاص هستش، این کارو مشکل می‌کنه...
شاید ۱سال فقط زمان برای تربیت گویش و لحجه بچه‌ها وقت صرف کردم و این چالش بزرگی بود برای من.»



او به محدودیت انتخاب بازیگر هم اشاره کرد:«چون توی شهرستان با کمبود هنرمند و استعداد طرف هستیم مجبوریم وقتی کسی رو برای نقشی پیدا می‌کنیم که تقریباً مورد تایید هستش، باید روی کاراکتر فوکوس کنیم و تعلیمش بدیم تا آماده بشه. و متأسفانه این دردسر رو من داشتم.»




سینما و رسانه، نقش‌های مکمل در تاثیرگذاری بر ذهن کودک
نورآورمحمد درباره اهمیت رسانه گفت:«سینما و رسانه بزرگ‌ترین تأثیر رو دارن.
اگر فقط منظورتون سینما باشه، به تنهایی خیر... یا خیلی کم.
ولی وقتی مخاطب کودک و نوجوان باشه تأثیر بیشتر میشه.»


حمایت‌ها صفر؛ من قربانی‌ام!
در بخش پایانی گفت‌وگو، کارگردان صراحتاً از نبود حمایت گفت:«حمایت به شدت ضعیف... من نمونه‌ای از اون قربانی‌هایی هستم که کاملاً با شواهد مورد ظلم قرار گرفت.
وقتی یه پروژه کودک و نوجوان ۱۰سال طول بکشه، این یعنی چی؟ جواب مشخصه.»




پایان//