به گزارش پایگاه تحلیلی خبری آزنیک، جمیله زارعی، روانشناس سلامت و رواندرمانگر تحلیلی، با تأکید بر ضرورت گفتوگوی آگاهانه با کودکان و نوجوانان درباره مسائل مرتبط با بدن، بلوغ و تربیت جنسی، در گفتوگو با آزنیک، گفت: در بسیاری از خانوادههای ایرانی هنوز وقتی کودکی درباره بدن، تولد نوزادان، بلوغ یا رابطه جنسی سؤال میکند، نوعی اضطراب جمعی شکل میگیرد؛ بزرگسالان نگاهشان را از یکدیگر میدزدند، موضوع را عوض میکنند یا با جملههایی مانند «بزرگتر شدی میفهمی» گفتوگو را خاتمه میدهند.
وی افزود: اما کودک سؤالش را فراموش نمیکند. او پاسخ را جای دیگری پیدا خواهد کرد؛ از دوستان، اینترنت، شبکههای اجتماعی، فیلمها و گاه از منابعی که نه دقیقاند و نه دلسوز.
زارعی ادامه داد: به همین دلیل، مسئله امروز جامعه ما این نیست که کودکان و نوجوانان اطلاعات جنسی دریافت میکنند یا نه؛ مسئله این است که این اطلاعات را از چه کسی، در چه زمانی و در چه چارچوبی دریافت میکنند.
این روانشناس سلامت با بیان اینکه تربیت جنسی، پیش از آنکه موضوعی درباره رابطه جنسی باشد، موضوعی درباره رابطه انسان با بدن، احساسات، مرزهای شخصی، صمیمیت، احترام و مسئولیت است، اظهار کرد:
فرهنگ سکوت چگونه شکل گرفت؟
وی گفت: جامعه ایرانی در طول تاریخ، رابطهای پیچیده با بدن داشته است.
به گفته زارعی، از یک سو در شعر فارسی، از حافظ و سعدی تا نظامی، عشق، تن، زیبایی و میل انسانی حضوری آشکار دارند و در ادبیات کلاسیک ما، بدن هرگز کاملاً حذف نشده است.
وی افزود: از سوی دیگر، در بخشهایی از فرهنگ معاصر، بدن به موضوعی آمیخته با شرم، اضطراب و ممنوعیت تبدیل شده است؛ گویی بدن چیزی است که باید درباره آن سکوت کرد، نه چیزی که باید آن را شناخت.
این رواندرمانگر تحلیلی ادامه داد: نتیجه این وضعیت، پدیدهای است که روانکاوان فرهنگی آن را «دانش ممنوع» مینامند؛ موضوعی که همه میدانند وجود دارد، اما کسی حق ندارد درباره آن سخن بگوید.
زارعی تأکید کرد: مشکل اینجاست که آنچه دربارهاش سکوت میکنیم، ناپدید نمیشود، بلکه فقط به زیرزمین روان فردی و جمعی منتقل میشود و از آنجا بر رفتار ما اثر میگذارد.
تربیت جنسی چیست و چه نیست؟
وی با تأکید بر اینکه تربیت جنسی به معنای آموزش زودهنگام رابطه جنسی به کودکان نیست، اظهار کرد: همچنین به معنای رها کردن کودک در برابر حجم عظیم اطلاعات اینترنتی نیز نیست.
زارعی افزود: تربیت جنسی فرایندی تدریجی و متناسب با سن است که به کودک و نوجوان کمک میکند بدن خود را بشناسد، مرزهای شخصی را درک کند، تفاوت تماس ایمن و تماس آسیبزا را تشخیص دهد، مفهوم رضایت را بفهمد، به احساسات و بدن دیگران احترام بگذارد و برای ورود به روابط عاطفی و جنسی مسئولانه آماده شود.
وی تصریح کرد: به بیان دیگر، تربیت جنسی بخشی از تربیت اخلاقی، عاطفی و اجتماعی انسان است.
بدن؛ نخستین سرزمین انسان
این روانشناس سلامت گفت: کودک پیش از آنکه زبان بیاموزد، بدن را تجربه میکند. گرسنگی، آرامش، تماس، ترس، درد و امنیت، نخست در بدن احساس میشوند و از نگاه روانکاوی، بدن نخستین خانه روان است.
وی ادامه داد: وقتی کودک یاد میگیرد که بدنش محترم است، در واقع در حال آموختن مفهومی عمیقتر است؛ «من ارزشمندم.»
زارعی افزود: برعکس، وقتی مرزهای بدنی او نادیده گرفته میشوند، پیام پنهانی دریافت میکند که «نیازها و احساسات تو اهمیت چندانی ندارند.»
وی تأکید کرد: به همین دلیل، تربیت جنسی در واقع از آموزش احترام به بدن آغاز میشود، نه از آموزش رابطه جنسی.
چرا این موضوع امروز مهمتر از گذشته است؟
زارعی با اشاره به تغییر شرایط دسترسی به اطلاعات اظهار کرد: نسلهای گذشته در فضایی رشد میکردند که دسترسی به اطلاعات محدود بود، اما امروز یک نوجوان با چند لمس ساده صفحه تلفن همراه میتواند به محتوایی دسترسی پیدا کند که پیشتر تصور آن هم دشوار بود.
وی افزود: اما دسترسی به اطلاعات لزوماً به معنای رشد نیست. اینترنت میتواند به نوجوان درباره رابطه جنسی اطلاعاتی بدهد، اما نمیتواند به او احترام، مسئولیتپذیری، همدلی یا درک پیچیدگی روابط انسانی را بیاموزد.
این رواندرمانگر تحلیلی خاطرنشان کرد: این وظیفه همچنان بر عهده خانواده، مدرسه و جامعه است و اگر این نهادها سکوت کنند، فضای مجازی جای آنها را پر خواهد کرد.
فرهنگ شرم و پیامدهای آن
وی یکی از مشکلات مهم جامعه را تبدیل بسیاری از موضوعات جنسی به موضوعات شرمآور دانست و گفت: شرم با حیا تفاوت دارد. حیا میتواند بخشی از بلوغ اخلاقی باشد، اما شرم اغلب با احساس نقص و بیارزشی همراه است.
زارعی افزود: کودکی که میآموزد بدنش شرمآور است، ممکن است بعدها نتواند درباره آزار جنسی حرف بزند. نوجوانی که یاد میگیرد پرسشهایش «بد» هستند، ممکن است پاسخ آنها را از منابع نامطمئن جستوجو کند.
وی ادامه داد: بزرگسالی که سالها با شرم زندگی کرده است، گاه در نزدیکترین روابط عاطفی خود نیز نمیتواند آزادانه درباره نیازها، مرزها و احساساتش صحبت کند.
اسطورههای ایرانی چه میگویند؟
زارعی با اشاره به اسطورهها و روایتهای کهن ایرانی گفت: در بسیاری از این روایتها، بلوغ تنها یک تغییر جسمانی نیست و قهرمان زمانی به بلوغ میرسد که علاوه بر قدرت، به آگاهی نیز دست پیدا کند.
وی افزود: رستم تنها به دلیل نیروی بدنی قهرمان نیست؛ او زمانی به جایگاه قهرمانی نزدیک میشود که مسئولیت انتخابهایش را بپذیرد.
این روانشناس سلامت تصریح کرد: بلوغ جنسی نیز چنین است. تغییرات زیستی به خودی خود انسان را بالغ نمیکنند و بلوغ واقعی زمانی رخ میدهد که فرد بتواند میان میل، مسئولیت، احترام و اخلاق تعادل برقرار کند؛ موضوعی که تربیت جنسی سالم در پی پرورش آن است.
والدین چه باید بکنند؟
زارعی مهمترین توصیه به والدین را خروج از نقش «پلیس اطلاعات» و تبدیل شدن به «منبع امن گفتوگو» دانست و اظهار کرد: کودک و نوجوان لازم نیست همه پاسخها را از والدین دریافت کند، اما باید بداند که میتواند پرسشهایش را بدون ترس از تحقیر، تنبیه یا شرمسار شدن مطرح کند.
وی افزود: در بسیاری از موارد، کیفیت رابطه والد و فرزند از محتوای پاسخ مهمتر است و وقتی نوجوان احساس امنیت میکند، احتمال بیشتری دارد که در موقعیتهای دشوار نیز به خانواده مراجعه کند.
آیندهای که میسازیم
این رواندرمانگر تحلیلی در پایان تأکید کرد: تربیت جنسی در نهایت درباره رابطه جنسی نیست؛ درباره ساختن نسلی است که بتواند با بدن خود آشتی کند، به دیگری احترام بگذارد، مرزها را بشناسد، مسئولانه انتخاب کند و در روابط انسانی کمتر آسیب ببیند و کمتر آسیب برساند.
وی خاطرنشان کرد: شاید پرسش اصلی این نباشد که آیا باید درباره این موضوع با کودکان و نوجوانان صحبت کنیم یا نه؛ پرسش اصلی این است که اگر ما سخن نگوییم، چه کسانی به جای ما سخن خواهند گفت؟
زارعی در پایان گفت: آیا واقعاً آمادهایم تربیت یکی از مهمترین ابعاد زندگی فرزندانمان را به الگوریتمها، شبکههای اجتماعی و تصادف واگذار کنیم؟
وی تأکید کرد: تربیت جنسی، در معنای عمیق خود، آموزش احترام به انسان است؛ انسانی که بدن دارد، احساس دارد، میل دارد، حق انتخاب دارد و شایسته آن است که از کودکی بیاموزد چگونه با خود و دیگران مسئولانه و محترمانه زندگی کند.
پایان//