به گزارش پایگاه تحلیلی خبری آزنیک، سریال « روزی روزگاری» به کارگردانی امرالله احمدجو سکانس‌های فراموش نشدنی زیادی دارد. اما یکی از آن‌ها عصاره‌ی فیلم است. اواخر سریال، وقتی مرادبیگ در مقابل حسام بیگ قرار می‌گیرد، از او سوال‌های جالبی می‌پرسد. حسام و مراد هر دو راهزن‌اند. اما دست تقدیر مراد بیگ را به سوی رستگاری هدایت کرده است. مراد بیگی که تا قبل از آشنایی‌اش با خاله لیلا فقط کاروان لخت می‌کرده و عربده می‌کشیده، در آخر فیلم متحوّل شده است. حالا دیگر مرادبیگ جوانمردی کامل است با مهارت‌های لازم برای زندگی کردن که همه‌ی این‌ها را طی چهل روز زندگی در کنار خاله لیلا از او آموخته است.
 
در این سکانس معروف، مراد بیگ از حسام بیگ می‌پرسد:
بلدی با زنجیر سوخت، سوخت بکنی؟ 
با تبر چطور؟ بلدی؟ 
بلدی کتیرا بگیری؟ 
چوپونی چطور؟ 
می‌تونی گله بچرونی؟ 
تاحالا رنگ‌رزی کردی؟ 
بلدی اگه دست و پای حیوون در رفت جا بندازی؟ 
بلدی مشک بزنی
بلدی شیر بدوشی؟ 
دیگ بشوری. دوغ بزنی؟ 
بلدی رختاتو خودت بشوری؟
حسام بیگ در جواب همه‌ی این سوال‌ها پاسخش منفی است.
مراد بیگ می‌گوید: 
پس تو به چه دردی می‌خوری حسام؟ 


مرادبیگ هم مانند داش‌آکلِ  صادق هدایت یکی از بازمانده‌های آیین جوانمردی است. مردانی عیّارپیشه که به خاطر خصایل جوانمردی‌شان الگویی بودند برای جامعه‌ی ایرانی. اما چسباندن القابی مانند بیگ یا عیّار پشت نام، برای جوانمرد شدن کافی نیست. لازمه‌ی به دست آوردنش، پوشاندن جامه‌ی عمل به خصایل نیکو است.

آقای آرش رحیمی، مدیر «مدرسه‌ی اقتصاد» اصفهان، سال‌هاست با این دیدگاه که آموختن مهارت‌های زندگی، لازم است در مدارس همراه دروس ملی دانش آموزان باشد، چرخ مدرسه‌ی اقتصاد را می‌گرداند. 
ماهایی که محصّلان دوره‌های قبلی نظام آموزش‌وپرورش بوده‌ایم، حالا با دیدن دوره‌های مهارتی مدرسه‌ی اقتصاد، می‌گوییم ای کاش این دوره‌ها در زمان تحصیل ما هم بود. او باور دارد که شکل‌گیری جامعه‌ی آرمانی ایرانی در مدارس اتفاق می‌افتد. پس آموختن مهارت‌های زندگی به دانش‌آموزان در واقع ساختن یک جامعه‌ی سالم با ارزش‌های انسانی برای نسل‌های بعدی است. نسلی که اغلب وقتش را در فضای مجازی و یا انجام بازی‌های آنلاین می‌گذراند، شاید لابه‌لای پست‌های اینستاگرام چشمش به اشعار فردوسی و حافظ و سعدی هم بیفتد و رد بشود.

 اما این بستر مدرسه است که می‌تواند برای دانش‌آموز این امکان را فراهم کند تا خصایل نیکو و مهارت‌های زندگی را تمرین کنند. خصایل نیکویی که سعدی در حکایت‌هایش و کاتبان گذشته در داستان‌هایی مثل «سمک عیّار» نوشته و ثبت کرده‌اند. کاش می‌شد گفت که چه لذتی دارد وقتی می‌بینم بچه‌ها بعد از شنیدن داستان سمک عیّار، می‌خواهند مثل پهلوان داستان به قول‌شان وفادار باشند. یا مثل سمک امانتداری کنند و عفت کلام داشته باشند. زنگ‌های راحت تکه‌کلام‌های پهلوانی را در گفت‌وگوهای دوستانه‌شان می‌شنوم.  یکی به آن یکی می‌گوید: مردان دروغ نمی‌گویند. 


امانتدار بودن همچون سمک عیّار، اخلاقی نیکوست که لازم است آن را در مدرسه تمرین کرد. گاهی با گرفتن یک خودکار از همکلاسی با علم به اینکه این خودکار یک امانت است و من در چنین موقعیتی قرار گرفته‌ام، تمرینی ساده اما بسیار اثربخش است که به مرور شخصیت نوجوانان را شکل میدهد. روزهای پنجشنبه‌ی هر هفته، مدرسه‌ی اقتصاد برای دانش‌آموزان فرصتی را فراهم می‌کند تا از میان داستان‌نویسی، نجوم، آشپزی، شاهنامه‌خوانی، فن بیان، شناخت فنی خودرو و ده‌ها مهارت دیگر، کلاسی را انتخاب کنند و خود را محک بزنند. 


تماشای تاثیر اینگونه کلاس‌ها روی رفتار نوجوانان از لذت‌های معنوی‌ای است که برایم قابل وصف نیست. به قول آرش رحیمی ما در این مدرسه بذری را می‌کاریم که می‌دانیم آن زمان که میوه‌اش می‌رسد، دیگر نیستیم که ببینیم. اما بی‌شک ایرانی زیباتر ساخته می‌شود.  


تهیه و تنظیم: راوی