به گزارش رسانه آزنیک، نشست تخصصی با محوریت «کودک، صلح و فرهنگ» روز دوشنبه ۳۰ شهریورماه به همت انجمن حمایت از حقوق کودکان و با مشارکت موزه صلح ایران برگزار شد و در آن جمعی از کارشناسان و فعالان حوزه کودک، فرهنگ و صلح درباره نقش آموزش، ادبیات، میراث فرهنگی و محیطزیست در ترویج فرهنگ صلح به گفتوگو پرداختند.
این نشست با هدف توجه به جایگاه کودکان در گفتمان صلح و بررسی پیوند میان حقوق کودک، فرهنگ، محیطزیست، توسعه و صلح برگزار شد.
در این برنامه، شکوه حاجینصرالله با موضوع «تمرین صلح با ادبیات کودک»، لیلا کفاشزاده با موضوع «کودک، صلح و میراث فرهنگی»، مرجان دستوری با موضوع «کودک، صلح و توسعه»، آرش لطفی با موضوع «کودک آب؛ آب، زندگی و صلح» و مرجان احمدیه با موضوع «کودک، طبیعت و صلح» دیدگاههای خود را ارائه کردند.
ادبیات کودک؛ بستری برای تمرین صلح
شکوه حاجینصرالله در این نشست با تمرکز بر موضوع «تمرین صلح با ادبیات کودک» گفت صلح را نباید صرفاً به معنای نبود جنگ دانست، بلکه صلح میتواند بهعنوان شیوهای برای زندگی و مهارتی قابل آموزش و تمرین مورد توجه قرار گیرد.
او با اشاره به نقش نهادهای مرتبط با کودکی در شکلگیری این نگرش، بر اهمیت آموزش مهارتهایی همچون حل تعارض، ارتباط مؤثر، پذیرش تنوع، همزیستی، برابری جنسیتی، آگاهی و مسئولیتپذیری زیستمحیطی تأکید کرد.
به گفته حاجینصرالله، ادبیات کودک و نوجوان میتواند یکی از ابزارهای توانمندسازی کودکان و نوجوانان بهعنوان کنشگران صلح در آینده باشد؛ چرا که ادبیات امکان تمرین صلح را در سطوحی مانند احساس، تخیل، زبان و رابطه با دیگری فراهم میکند.
او تأکید کرد که ادبیات صلحمحور نباید به ادبیات شعاری تبدیل شود و گفت کودکان و نوجوانان امروز بیش از آنکه به نصیحت نیاز داشته باشند، به آثاری نیاز دارند که امکان تخیل، کشف و گفتوگو را برای آنان فراهم کند.
حاجینصرالله سه مفهوم «روایت»، «تخیل» و «پذیرش دیگری» را از عناصر مهم در تمرین صلح از طریق ادبیات کودک دانست و افزود ادبیات بهتنهایی نمیتواند صلح ایجاد کند، اما میتواند زمینه گفتوگو و شکلگیری نگرشهای صلحمحور را فراهم کند.
او همچنین بر اهمیت شیوه کتابخوانی و گفتوگو درباره داستان تأکید کرد و گفت پرسش از کودکان درباره احساسات، پیشنهادها و برداشتهایشان از یک داستان، تمرینی برای شنیدن و پذیرش اختلاف نظر است؛ به این معنا که کودکان میتوانند دیدگاههای متفاوتی داشته باشند و در عین حال اشتراکها و رابطه خود با دیگری را حفظ کنند.
میراث فرهنگی و آموزش صلح
لیلا کفاشزاده نیز در این نشست با موضوع «کودک، صلح و میراث فرهنگی» به ظرفیتهای میراث فرهنگی مادی و ناملموس ایران برای آموزش و ترویج مفاهیم صلح پرداخت.
او با اشاره به نقش اشیا، نقشمایهها و آثار تاریخی در انتقال دانش و تجربههای فرهنگی گفت بسیاری از عناصر موجود در میراث فرهنگی ایران میتوانند بدون آموزش مستقیم و شعاری، زمینه آشنایی کودکان با مفاهیمی همچون گفتوگو، همزیستی و ارتباط با دیگری را فراهم کنند.
کفاشزاده موزهها را نیز از جمله فضاهایی دانست که میتوانند در آموزش صلح به کودکان نقش داشته باشند. به گفته او، موزه امکان ایجاد یک «دگرمکان» را فراهم میکند؛ فضایی که در آن کودک میتواند از زمان و مکان روزمره فاصله بگیرد و درباره موضوعاتی مانند تاریخ، جنگ، فرهنگ و زندگی انسانها گفتوگو کند.
او همچنین بر ظرفیت طبیعت و جغرافیای ایران در ایجاد پیوند میان کودک و سرزمین تأکید کرد و گفت آشنایی کودکان با تنوع طبیعی، آبشارها، ژئوپارکها، گونههای گیاهی و جانوری و پدیدههای طبیعی میتواند به شکلگیری ارتباط عاطفی آنان با سرزمین کمک کند.
کفاشزاده استفاده از نامهای محلی برای عناصر طبیعی، بادها، چشمهها و دیگر پدیدههای جغرافیایی در داستانها را نمونهای از راههای انتقال دانش بومی به نسل جدید دانست و افزود ادبیات کودک میتواند بستری برای انتقال این دانش باشد.
ظرفیت میراث ناملموس برای گفتوگو و همزیستی
این پژوهشگر همچنین به میراث فرهنگی ناملموس، از جمله آیینها، گویشها، زبانهای مادری، دانشهای بومی، افسانهها و روایتهای محلی اشاره کرد و گفت این عناصر میتوانند در آموزش مفاهیم مختلف از جمله صلح مورد استفاده قرار گیرند.
او با اشاره به نمونههایی از داستانها و افسانههای ایرانی، بر امکان بازخوانی این روایتها با مفاهیم امروز تأکید کرد و گفت داستانهای کهن میتوانند زمینهای برای گفتوگو درباره موضوعاتی همچون شفقت، گشودگی، ارتباط با دیگری و پذیرش تفاوتها باشند.
کفاشزاده همچنین از ظرفیت اسطورهها و شخصیتهای ادبیات کهن ایران برای تولید محتوای جدید در قالب انیمیشن، بازیهای رایانهای و دیگر قالبهای فرهنگی سخن گفت و تأکید کرد که این میراث میتواند با زبان و ابزارهای متناسب با کودکان امروز بازآفرینی و معرفی شود.
او در ادامه نمونههایی از نقشمایهها و صنایع دستی را مطرح کرد که میتوانند بدون ارائه آموزش مستقیم، کودک را با مفاهیم فرهنگی آشنا کنند. به گفته او، گاهی یک شیء یا نقش میتواند بهانهای برای شکلگیری پرسش و کشف در ذهن کودک باشد و کودک در فرایند مشاهده و تجربه، به معنای فرهنگی آن پی ببرد.
کفاشزاده همچنین به نمونههایی از دانش بومی و شیوههای مشارکت اجتماعی در مناطق مختلف ایران اشاره کرد و گفت برخی آیینها و سنتهای محلی، از جمله شیوههای همکاری و تقسیم منابع، ظرفیت آن را دارند که در آموزش مفاهیمی مانند مشارکت، برابری و همزیستی مورد توجه قرار گیرند.
این نشست در ادامه با ارائه دیدگاههای دیگر سخنرانان درباره کودک، صلح و توسعه، آب و صلح و همچنین پیوند کودک، طبیعت و صلح ادامه یافت.
پایان//