بازگشت به صفحه اخبار
دوشنبه 13-12-1403
دسته بندی: اجتماعی , بازی و سرگرمی , فرهنگی و هنری ,
طی یادداشتی به آزنیک مطرح شد

خواندن داستان خوب، حق بنیادین کودک است!

ادبیات کودک، فراتر از سرگرمی، یکی از ارکان اصلی شکل‌گیری هویت، تخیل، و رشد شناختی کودکان است. کودکان نه‌تنها حق دارند داستان بخوانند، بلکه باید به آثاری باکیفیت، معنادار و غنی دسترسی داشته باشندکه به پرورش ذهن و شخصیت آن‌ها کمک کند.

به گزارش پایگاه تحلیلی خبری آزنیک، ادبیات کودک، فراتر از سرگرمی، یکی از ارکان اصلی شکل‌گیری هویت، تخیل، و رشد شناختی کودکان است. کودکان نه‌تنها حق دارند داستان بخوانند، بلکه باید به آثاری باکیفیت، معنادار و غنی دسترسی داشته باشندکه به پرورش ذهن و شخصیت آن‌ها کمک کند. ادبیات کودک یکی از مهم‌ترین ابزارهای تربیتی و فرهنگی است که می‌تواند دنیای درونی کودکان را غنیکند. اما آیا همه کتاب‌های کودک ارزش خواندن دارند؟ در عصر حاضر، که بازار نشر کودک پر از کتاب‌های رنگارنگ اما سطحی شده است، این پرسش پیش از پیش اهمیت می‌یابد. کودکان حق دارند داستان‌هایی بخوانند که به رشد فکری و عاطفی آن‌ها کمک نماید و ارزش‌های عمیق انسانی را به آن‌هامنتقل کند. ادبیات کودک تأثیر مستقیم بر رشد شناختی، زبانی، اجتماعی و عاطفی دارد.


 داستان‌های قوی می‌توانند:۱- تخیل و خلاقیت را در کودکان تقویت نمایند؛ ۲- مهارت‌های زبانی و درک مفاهیم پیچیده را بهبود بخشند؛ ۳- هویت فرهنگی و ارزش‌های انسانی را منتقل کنند؛ ۴-هوش هیجانی و مهارت‌های اجتماعی را افزایش دهند. نویسندگانی مانند هانس کریستیناندرسن، رولد دال، و موریس سنداک نمونه‌هایی از افرادی هستند که داستان‌‌های بزرگ و اثرگذار برای کودکان نوشته‌اند. یک نویسنده کودک  سنگینی دارد، زیرا محتوای داستان‌های او می‌تواند مسیر فکری و رفتاری کودک را شکل دهد. نویسندگان برجسته‌ای همچون کیت دی‌کامیلو، اریک کارل، شل سیلورستاین و در ایران هوشنگ مرادی کرمانی و فرهاد حسن‌زاده نشان داده‌اند که داستان‌های کودک می‌توانند در عین سادگی، عمیق و تأثیرگذار باشند. ناشران کودک، در مقام فیلترهای اولیه، وظیفه دارندآثاری را منتشر کنند که از نظر محتوایی و هنری در سطح بالایی باشند. ناشرانی مانند پافین بوکز (Puffin Books)، کندل‌ویک پرس (Candlewick Press) و در ایران انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نمونه‌‌ای از ناشران متعهد به ادبیات باکیفیت کودک هستند.


برخی از مشکلات رایج در حوزه نشر کودک عبارت‌اند از:

۱-تولید انبوه آثار سطحی و تجاری که صرفاً جنبه‌ی بصری دارند؛

۲- کمبود داستان‌هایی با محتوای عمیق و تأثیرگذار؛

۳- عدم حمایت کافی از نویسندگان و تصویرگران خلاق؛

جهت حل این مشکلات، باید به نویسندگان و تصویرگران مجرب فرصت بیشتری داده شود و همچنین ناشران معیارهای کیفی سخت‌گیرانه‌تری برای انتخاب آثار اتخاذ نمایند و والدین و مربیان اهمیت داستان‌های غنی را درک کرده و به انتخاب‌های آگاهانه روی آورند. کودکان حق دارند داستان‌هایی بخوانند که تخیل آن‌ها را به پرواز درآورده، ارزش‌های عمیق انسانی را منتقل کرده و در رشد شخصیتی آن‌ها نقش داشته باشد. نویسندگان و ناشران بایدمسئولیت اجتماعی خود را در قبال کودکان جدی بگیرند و تولید ادبیات کودکرا نه به‌عنوان یک صنعت تجاری، بلکه به‌عنوان یک وظیفه فرهنگی و تربیت بنگرند. باتوجه به اهمیت این موضوع، جامعه می‌بایست برای تولید و ترویجداستان‌های غنی و ارزشمند، سرمایه‌گذاری بیشتری انجام دهد تا کودکان نسل آینده با کتاب‌هایی رشد کنند که نه‌تنها سرگرم‌کننده، بلکه پرورش‌دهنده‌‌ذهن و روح آن‌ها باشد. ادبیات کودک، چیزی فراتر از سرگرمی است؛ این حوزه یکی از ارکان اساسی تربیت فکری، فرهنگی و عاطفی نسل آینده به شمار می‌آید. کودکان نه‌تنها نیازمند داستان‌های جذاب و رنگارنگ هستند، بلکه حق دارند آثاری را مطالعه نمایند که از نظر محتوایی عمیق، از نظر زبانی غنی و از نظر هنری تأثیرگذار باشند. این حق، ارتباط مستقیمی بارشد شناختی، هوش هیجانی، خلاقیت و هویت فرهنگی آن‌ها دارد.



محمدمهدی سیدناصری

حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بین‌الملل کودکان




پایان//