به گزارش پایگاه تحلیلی خبری آزنیک، داوود کیانیان، از پیشگامان تئاتر کودک و نوجوان در ایران، در گفتوگویی اختصاصی با پایگاه خبری آزنیک، از نخستین تجربههایش در کودکی، معنای تئاتر کودک برای زندگی، چالشهای این حوزه و تلاشهایش برای ثبت تاریخ شفاهی تئاتر کودک و نوجوان سخن میگوید. او درباره اهمیت مدیریت، نقش نهادها، و ضرورت انتقال تجربه به نسلهای آینده توضیح میدهد و پیام امید و انگیزه خود را به مربیان جوان این عرصه میرساند.
در چهارراه مختاری شاپور تهران، کلاس دوم دبستان بودم. مدرسه برای پایان سال تحصیلی جشن گرفته بود و خانوادهها دعوت بودند تا برای تشویق دانشآموزان حضور داشته باشند؛ چون قرار بود کودکانی جایزه بگیرند و نمایشی نیز توسط کودکان اجرا شود. من هم نقش کوچکی در آن نمایش داشتم.
تا آن زمان احساس نمیکردم که من نیز ارزشی دارم. اما وقتی پس از پایان نمایش، ما بازیگران جلوی صحنه رفتیم و تماشاگران ما را تشویق کردند—و دیدم در میان آنان پدر و مادرم برایم دست میزنند و خوشحالند—فهمیدم که هستم و وجودم بیارزش نیست. خودکاری که آن روز بهعنوان جایزه به من دادند، مانند یک گنج بزرگ بود.
این نمایش و تأثیری که اجرای آن بر من گذاشت، آیندهام را ساخت و من تئاتر را برای زندگی انتخاب کردم. هرچند این انتخاب هزینههای بسیاری داشت، اما هرگز پشیمان نشدم و خوشحالم که با آن زندگی کردهام؛ زیرا همیشه از پرداختن به آن لذت بردهام و حال مرا خوب کرده است.
تئاتر کودک یعنی تمرین زندگی. کودک با بازی، زندگی را میآموزد؛ با نقشآفرینیهایش در نمایشها لذت میبرد و زندگی را تجربه میکند و با تجربه به شناخت میرسد. و اینها یعنی یادگیری زندگی؛ چیزی که متأسفانه در مدارس به ما آموزش نمیدهند.
نمیتوان کاربردی را نام برد که بازیهای نمایشی کودکان از آن تهی باشد؛ بهویژه هنگامی که در فعالیت «نمایش خلاق»، تسهیلگر نیز همراه او حضور دارد. آموزش، تربیت جسم و جان، فعالیت هنری و درمانی، گفتگو و فعالیتهای گروهی، تنها بخشی از کاربردهای این فعالیت نمایشی برای کودکان است.
خلاصه اینکه: «آنچه خوبان همه دارند، نمایش کودک یکجا دارد.»
ریشه این نگرش به رابطه ضعیف ما با جهان امروز برمیگردد: عدم آگاهی ما از فعالیتهای تئاتری دیگران و عدم آگاهی آنان از فعالیتهای تئاتری ما؛ نبود تولیدات گروهی و مشترک جهانی؛ نبود ترجمه تألیفات ما؛ نبود اجراهای ما در کشورهای دیگر.
آنها نمیدانند که ما بیش از یک قرن است برای کودکان فعالیت تئاتری داریم؛ نمیدانند که هم به شیوه آنان تئاتر کودک داریم و هم به شیوه ایرانی؛ نمیدانند که بیش از نیم قرن از تئاتر حرفهای ما برای کودکان و نوجوانان میگذرد؛ نمیدانند که در حوزه تئاتر کودک و نوجوان نظریه داریم.
آنها کمتر از جشنواره تئاتری ما—که بینالمللی هم هست و امسال سیامین دورهاش برگزار میشود—اطلاع دارند. این آگاهی زمانی حاصل میشود که ما با آنان ارتباط داشته باشیم.
تئاتر فعالیتی جمعی است که میتواند جهانی شود. فعالان این حوزه در نهادی به نام «آسیتیج» عضو هستند که بیش از ۷۰ کشور را پوشش میدهد. ارتباط تنگاتنگ با این نهاد، ما را از فعالیتهای آنان و آنان را از فعالیتهای ما آگاه میکند.
زیرساختها از دو طریق تقویت میشوند: از طریق مالی (کمیت) و از طریق ایدهپردازی و تولید محتوا (کیفیت). نهادهای دولتی و وابسته—به دلیل امکانات و قدرت مالی و اداری—میتوانند نقش مهمی در کمیت داشته باشند.
اما نهادهایی مانند بنیاد نمایش کودک یا کانون صنفی تئاتر کودکان و نوجوانان (وابسته به خانه تئاتر)—که تعدادشان بسیار محدود است—در کیفیت اثرگذارند، زیرا امکانات مالی و اداری ندارند.
بنیاد نمایش کودک با وجود گذشت ده سال از فعالیت رسمی خود، هنوز یک مکان ثابت ندارد؛ اما در تولید محتوا، ایدهپردازی، تألیف، ترجمه و تجلیل، فعالیتهای فراوانی داشته است؛ از جمله انتشار ۱۳ جلد کتاب تاریخ شفاهی تئاتر کودکان و نوجوانان. اینها جدا از فعالیتهای فردی اعضای بنیاد است که رقم فعالیتها را بسیار بالا میبرد.
بیشک همه مواردی مانند بودجه، استقبال عمومی و آموزش مربیان مؤثرند، اما عمدهترین مشکل «مدیریت و متولیگری» است؛ که یا وجود ندارد یا بسیار ضعیف است. حضور نهادهای موازی نیز بر ناهماهنگیها میافزاید.
کیانیان برای مثال، مجموعهای از پرسشهای بنیادین را مطرح میکند:
با وجود بیش از صد سال سابقه تئاتر کودک، نه تاریخ ادبیات نمایشی کودک و نوجوان را تدوین کردهایم و نه تاریخ تئاتر کودک را. نهادهای دولتی بخش پژوهش دارند، اما خروجی ندارند. پژوهشگران مستقل نیز جایی برای حمایت نمییابند.
در چنین وضعی، بنیاد نمایش کودک تدوین «تاریخ شفاهی تئاتر کودک در ایران» را آغاز کرده است تا پیش از از دست رفتن هنرمندان، تجربیاتشان ثبت شود.
از ۲۵ اثر تهیهشده، ۱۳ اثر منتشر شده و باقی بهدلیل نبود حمایت چاپ نشده است.
او تأکید میکند: بیاطلاعی نسل جوان از تجربههای پیشین، آنان را گرفتار تکرار میکند.
«آثار ما میراث ماست. اینکه نیک هستند یا نه، به قضاوت آیندگان بستگی دارد.»
او بخشی از شعر «به آیندگان» اثر برتولت برشت را نقل میکند و یادآوری میکند که هنرمندان عصرهای سخت را باید با رأفت داوری کرد.
«وقتی از ضعفهای ما حرف میزنید،
یادتان باشد از زمانه سخت ما هم چیزی بگویید.
به یاد آورید که ما بیش از کفشهایمان، کشور عوض کردیم
و نومیدانه میدانهای جنگ را پشت سر گذاشتیم؛
آنجا که ستم بود و اعتراضی نبود.
این را خوب میدانیم:
حتی نفرت از حقارت نیز آدم را سنگدل میکند.
حتی خشم بر نابرابری، صدا را خشن میکند.
آخ، ما که خواستیم زمین را برای مهربانی مهیا کنیم،
خود نتوانستیم مهربان باشیم.
اما شما وقتی به روزی رسیدید که انسان، یاور انسان بود،
درباره ما با رأفت داوری کنید!»
منبع: بخشی از شعر بلند «به آیندگان» / برتولت برشت / ترجمه علی امینی نجفی
توضیح: این شعر در زمان تبعید برتولت برشت در دانمارک، سال ۱۹۳۹ سروده شده است.
به آنان خوشآمد میگویم و تأکید میکنم:
این راه باارزش است؛ اگر لذت میبرید، ادامه دهید.
هرچه بیشتر هزینه کنید (عمر، مال، جسم و جان)، سود بیشتری به همه میرسد.
قلههای موفقیت با مطالعه، تجربه و پیگیری فتح میشود.
و در نهایت: امید، نجاتبخش است.
او یادآوری میکند که آغاز راه آنان با امروز قابل مقایسه نیست:
آن زمان تنها یک کتاب نمایشنامه کودک، یک کتاب نظری، یک نمایش دیدهشده، و نبود کتاب قصه و سینما و نقاشی کودک وجود داشت.
اما امروز، هرچند هنوز کافی نیست، «سبد فرهنگی کودکان و نوجوانان» بسیار پربارتر است.
پایان//
آخرین اخبار
حسین فدایی حسین با نمایش جدید در تالار هنر
نمایش «راز نجات گیرا» به کارگ...
1404-09-08
مهارتآموزی در مدرسه؛ درس «بام» راهی به سوی دانشآموزان مسئول و ایمن
دبستان کیهان با اجرای درس مهار...
1404-09-08
بازگشت تئاتر شهر به جایگاه حرفهای و فرهنگی؛ برنامههای کوروش سلیمانی برای سال آینده اعلام شد
در نشست خبری امروز، کوروش سلیم...
1404-09-05
پوستر سیامین جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان همدان رونمایی شد/ امضای تفاهمنامه همکاری
همزمان با رونمایی از پوستر سی...
1404-09-05
لزوم تقویت جایگاه بازیگران کودک و نوجوان در جشنوارهها
مدیر موسسه بازیگری پانیذ با تأ...
1404-09-04