معصومه دهقان/ چهارمین تجربه حرفهای گروه تئاتر نابینایان و کمبینایان «آرشک» در حوزه تئاتر کودک و نوجوان در حال شکلگیری است؛ نمایشی که با حضور بازیگران دارای آسیب بینایی تولید میشود و هنوز تا اجرای عمومی فاصله دارد.
این اثر پس از نمایشنامهخوانی «جنگل خوشبختی» به کارگردانی الهه محققبایگی، نمایش «یک روز در موزه» به کارگردانی سایه همایی و نمایش «زندگی بسیار کوتاه است» به کارگردانی مجتبی گوهرخای، چهارمین تجربه رسمی این گروه در مسیر تولید حرفهای به شمار میرود.
گروه تئاتر «آرشک» بهعنوان نخستین گروه تئاتر نابینایان و کمبینایان، با شعار «محدودیت خلاقیت میآورد» فعالیت میکند. این گروه با بهرهگیری از شیوههای نوین اجرایی و بدون استفاده از نشانهگذاری فیزیکی روی کف صحنه، تنها با تکیه بر تقویت حس شنوایی و مهارت جهتیابی، آثاری حرفهای را در سالنهایی چون تالار هنر و مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان روی صحنه برده است؛ بهگونهای که در بسیاری از موارد تماشاگران متوجه نابینایی بازیگران نمیشوند.
نمایش «زندگی بسیار کوتاه است» با حضور ۱۶ بازیگر و عروسکگردان نابینا و کمبینا، پیشتر اجراهای متعددی را در داخل و خارج از کشور تجربه کرده است. این اثر پس از اجرا در خانه هنرمندان، دانشگاه خوارزمی، جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان همدان، کشور ارمنستان و ۳۰ شب اجرا در تالار هنر، موفق به کسب جایزه دوم جشنواره تئاتر شهر تهران شد.
در حال حاضر تمرینهای نمایش جدید این گروه ادامه دارد. مجتبی گوهرخای، کارگردان اثر، درباره تفاوت فضای این نمایش با «زندگی بسیار کوتاه است» گفت: «نمایش جدید کاملاً برعکس کار قبلی است؛ فضایی شاد، موزیکال، پرتحرک و مبتنی بر فرم دارد. همین موضوع کار را برای بازیگران نابینا و کمبینا سختتر میکند، زیرا نمایش قبلی فضایی آرام و کمتحرک داشت.»
گوهرخای با تأکید بر رویکرد این گروه افزود: «یکی از اهداف اصلی ما برداشتن مرز میان نابینایی و بینایی روی صحنه است. در تئاتر هیچ تفاوتی میان افراد بینا و نابینا وجود ندارد. یک فرد بینا نیز تا زمانی که نمایشنامه را نخوانده، صحنه را ندیده و نگاه کارگردان را درک نکرده، نسبت به آن اثر نابیناست. وقتی متن را میخواند و تحلیل میکند و صحنه را میشناسد، نسبت به کار بینا میشود.»
وی ادامه داد: «افراد دارای آسیب بینایی هم از این قاعده مستثنا نیستند. آنها میتوانند متن را بخوانند، تحلیل کنند و تنها با چند بار راه رفتن در صحنه، بدون نیاز به برجستگی یا نشانهگذاری فیزیکی، فضای اجرا را بهدست آورند. تحلیل کاراکتر، شخصیتپردازی، بیان، بدن، حس، حرکت، ریتم و ضربآهنگ برای آنها کاملاً قابل دستیابی است. حتی با تکیه بر شنیدن صدای بازیگر مقابل، بهخوبی از ماسکه شدن جلوگیری میکنند.»
به گفته او، همانگونه که نابینایان و کمبینایان در زندگی روزمره فضای خانه، خیابان، مدرسه و محیط کار را درک میکنند، روی صحنه نیز به همین سرعت به شناخت فضا میرسند و میتوانند هنرنمایی کنند؛ بهگونهای که تماشاگر بدون احساس ترحم، از تواناییهای آنان لذت ببرد.
گوهرخای در ادامه از هنرمندان، اساتید و کارگردانان تئاتر دعوت کرد در آثار خود دستکم از یک بازیگر نابینا یا کمبینا استفاده کنند و همچنین برای انتقال تجربههای حرفهای خود و آشنایی با شیوه اجرایی این گروه، در تمرینهای «آرشک» حضور یابند. وی معتقد است حضور پیشکسوتان میتواند هم به ارتقای دانش هنری گروه کمک کند و هم موجب دلگرمی بازیگران شود.
او در بخش دیگری از سخنان خود از حمایت مدیریت و کارکنان تالار هنر و مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان قدردانی کرد و این حمایتها را زمینهساز شکلگیری آثاری کمنظیر از هنرمندان دارای آسیب بینایی دانست.
با این حال، کارگردان «زندگی بسیار کوتاه است» از عدم حمایت سازمان بهزیستی گلایه کرد و گفت این نمایش با وجود موفقیتهای داخلی و بینالمللی، در جشنواره معلولین پذیرفته نشد و دلیل آن نیز اعلام نشد. به گفته او، این اتفاق برای اعضای گروه بسیار تلخ و شوکآور بود؛ تا جایی که برخی از بازیگران مدتی در سکوت فرو رفتند.
گوهرخای همچنین افزود در طول حدود ۳۰ اجرای این اثر در تالار هنر، هیچیک از مسئولان مرتبط با حوزه تئاتر معلولین برای تماشای اجرا حضور پیدا نکردند؛ موضوعی که به گفته وی «بسیار تأسفبار» است.
پایان//