به گزارش رسانه آزنیک، برای شناخت دکتر علیاصغر فانی، شاید هیچ نقطهای گویاتر از سال ۱۳۴۹ نباشد؛ سالی که او در پانزدهسالگی، تدریس در کلاسهای شبانه را آغاز کرد؛ ده سال پیش از آنکه به استخدام آموزشوپرورش درآید. این تجربه، آغاز مسیری شد که از کلاس درس و مدرسه گذشت، به مدیریتهای استانی و ملی رسید و سرانجام او را در جایگاه وزیر آموزشوپرورش نشاند. بااینحال، در تمام این مسیر، معلمی هویت نخستین و نسبت پایدار او با جهان تعلیموتربیت باقی ماند.
فانی آموزشوپرورش را فقط از پشت میزهای مدیریتی نمیشناخت. پیش از آنکه مسئولیت اداره بخشهایی از این دستگاه گسترده را برعهده بگیرد، معلمی را در عمل تجربه کرده و با واقعیتهای این حرفه آشنا شده بود. شاید همین تجربه زیسته بود که در سالهای بعد، نگاه او را به مسائل آموزشوپرورش از چارچوبهای صرفاً اداری فراتر میبرد. او میدانست آنچه در وزارتخانه تصمیمگیری میشود، در نهایت باید در مدرسه به نتیجه برسد؛ جایی که معلم و دانشآموز، بیش از هر بخشنامه و دستورالعملی، با واقعیت آموزش سروکار دارند.
یکی از فصلهای مهم زندگی حرفهای او، مدیریت آموزشوپرورش استان کردستان در سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴ بود. اداره آموزشوپرورش در آن مقطع از تاریخ کشور، بهویژه در استانی با شرایط دشوار و پیچیده آن سالها، مسئولیتی فراتر از مدیریت متعارف یک دستگاه اداری به شمار میرفت. چنین مسئولیتی، افزون بر دانش و توان مدیریتی، به شجاعت، حضور میدانی و شناخت نزدیک از واقعیتهای زندگی مردم نیاز داشت. فانی در آن سالها، در شرایطی مسئولیت اداره امور آموزشی استان را برعهده داشت که استمرار فعالیت مدارس و پیگیری مسائل آموزشی، مستلزم مواجهه مستقیم با دشواریها و حضور در میدان بود. این تجربه، شناخت او از آموزشوپرورش را با واقعیتهای اجتماعی و میدانی کشور پیوند زد و در شکلگیری نگاه مدیریتیاش نقشی اثرگذار داشت.
مسیر حرفهای او پس از آن، در بخشهای گوناگون آموزشوپرورش ادامه یافت؛ از معاونت آموزشی و آموزش متوسطه تا برنامهریزی و نیروی انسانی. فعالیت دانشگاهی و عضویت در هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس نیز بُعد علمی و پژوهشی کارنامه او را تقویت کرد. او در دولت نهم مدتی سرپرستی وزارت آموزشوپرورش را برعهده داشت و سپس در دولت یازدهم، از سال ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۵، وزیر آموزشوپرورش شد. این مسیر طولانی، تجربهای چندوجهی از معلمی، مدیریت، برنامهریزی و سیاستگذاری در یکی از گستردهترین و پیچیدهترین دستگاههای کشور بود.
بااینهمه، برای شناخت دکتر فانی، شمارش مسئولیتها کافی نیست. یکی از وجوه قابل اعتنای اندیشه مدیریتی او، تأکید بر مدرسهمحوری بود؛ نگاهی که مدرسه را نه آخرین حلقه اجرای تصمیمهای اداری، بلکه کانون اصلی تحقق اهداف تعلیموتربیت میدانست. توجه او به مدیریت آموزشگاهی و رهبری مدرسه، در آثار و فعالیتهای علمیاش نیز بازتاب داشت. در این نگاه، مدیر مدرسه صرفاً مجری بخشنامهها نیست؛ او باید از اختیار متناسب، توان مدیریتی، منابع کافی و امکان مشارکت در تصمیمگیری برخوردار باشد تا بتواند مسئولیت واقعی خود را در ارتقای کیفیت آموزش ایفا کند.
این رویکرد به مسئلهای بنیادین در حکمرانی آموزشی اشاره داشت: سیاستهای آموزشی زمانی به نتیجه میرسند که در مدرسه قابلیت اجرا پیدا کنند. تصمیمی که در ستاد گرفته میشود، هنگامی ارزش واقعی مییابد که در کلاس درس به فرصت یادگیری بهتر، در کار معلم به امکان آموزش مؤثرتر و در زندگی دانشآموز به افقی روشنتر برای آینده تبدیل شود. فاصله میان تصمیمهای ساختارهای اداری و واقعیتهای جاری در مدرسه، از مسائل دیرپای آموزشوپرورش ایران است؛ مسئلهای که دکتر فانی بر ضرورت کاهش آن تأکید داشت.
دوران وزارت او در دولت یازدهم نیز با همین دغدغهها پیوند داشت. اجرای طرح رتبهبندی حرفهای معلمان از مهرماه ۱۳۹۴، یکی از اقدامات شاخص آن دوره بود؛ اقدامی که با هدف توجه به شایستگیهای حرفهای فرهنگیان و تقویت جایگاه شغلی آنان دنبال شد. این طرح، با وجود محدودیتها و نقدهایی که درباره دامنه و میزان اثرگذاری آن مطرح بود، مسئله منزلت حرفهای معلم را جدیتر وارد دستور کار سیاستگذاری آموزشی کشور کرد. توجه به ساماندهی نیروی انسانی و نقش دانشگاه فرهنگیان در تربیت معلم نیز از دیگر موضوعات مهم آن دوره بود.
دکتر فانی در سالهای مسئولیت خود با محدودیتهای ساختاری، دشواریهای اجرایی و انتقادهایی روبهرو بود و نمیتوان همه برنامههای دوره وزارت او را کاملاً موفق ارزیابی کرد. اما داوری منصفانه، میان دستاوردها، محدودیتها و جهتگیریهای فکری یک مدیر تمایز قائل میشود. در کارنامه فانی، تجربه طولانی در متن آموزشوپرورش و تلاش برای تقویت جایگاه مدرسه و معلم، ازجمله وجوهی است که شایسته یادآوری و تأمل باقی میماند.
اندوه درگذشت او در حالی بر خانواده، دوستان و جامعه فرهنگی کشور نشست که آنان چند ماه پیشتر داغی سنگین را تجربه کرده بودند. دکتر زهرا شیرمحمدی، همسر فرهیخته و همراه زندگی او که خود در عرصه دانش و تعلیموتربیت فعالیت داشت، در خردادماه ۱۴۰۵ چشم از جهان فروبست. اکنون، در آبانماه، دکتر فانی نیز از میان ما رفت و فاصله کوتاه میان این دو فقدان، اندوهی مضاعف برای جامعه تعلیموتربیت کشور بر جای گذاشت.
با درگذشت دکتر علیاصغر فانی، یکی از چهرههای باسابقه و شناختهشده تعلیموتربیت کشور از میان ما رفت؛ مدیری که پیش از هر عنوانی، معلم بود و بخش بزرگی از عمر حرفهای خود را در پیوند با مدرسه، معلم و دانشآموز سپری کرد. مدرسه برای او تنها مکانی برای برگزاری کلاس و اجرای برنامه درسی نبود؛ جایی بود که استعدادها فرصت شکوفایی مییافتند، عدالت آموزشی معنا پیدا میکرد و آینده نسلها شکل میگرفت.
دکتر فانی از کلاس درس به وزارتخانه رسید، اما وزارت او را از مدرسه دور نکرد. شاید ماندگارترین تصویر او نیز همین باشد: معلمی که مسئولیتهای بزرگتر پذیرفت، اما مبدأ راهش را از یاد نبرد. اکنون که او در میان ما نیست، بهترین شکل ادای احترام به میراث حرفهایاش آن است که مدرسه و معلم را در متن تصمیمگیریهای آموزشی قرار دهیم؛ زیرا سرنوشت آموزشوپرورش، نه در عنوانها و ساختمانهای اداری، بلکه در کیفیت یادگیری و آینده نسلی رقم میخورد که هر روز در کلاسهای درس این سرزمین چشم به فردا میگشاید.
سعید خادمی مسئول سابق برنامهریزی فعالیتهای فرهنگی و هنری وزارت آموزشوپرورش
انتهای پیام//