به گزارش پایگاه تحلیلی خبری آزنیک، نشست نقد کتاب و فیلم «زیبا صدایم کن» با حضور فرهاد حسن‌زاده، نویسنده رمان، در مرکز آفرینش‌های فرهنگی‌هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار شد. این برنامه که با نمایش فیلم اقتباسی رسول صدرعاملی آغاز شد، فرصتی بود تا حسن‌زاده  از تجربه خلق این اثر، تفاوت‌های کتاب و فیلم و نگاه خود به شخصیت‌های داستان سخن بگوید.


فرهاد حسن‌زاده در ابتدای این نشست با بیان اینکه علاقه دارد بیش از هر چیز صدای مخاطبانش را بشنود، گفت: «کتاب بخشی از حرف خودش را زده است و حالا برای من مهم‌تر این است که بدانم خوانندگان با آن چه کرده‌اند و چه تجربه‌ای از خواندنش داشته‌اند.»

او با اشاره به گذشت حدود یک دهه از انتشار «زیبا صدایم کن» اظهار کرد: «این کتاب سال ۱۳۹۴ منتشر شد و در این سال‌ها دیگر آن را بازخوانی نکرده‌ام. فیلم را هم دیده‌ام و طبیعی است که اقتباس سینمایی تفاوت‌های قابل توجهی با رمان دارد.»

این نویسنده درباره شکل‌گیری ایده داستان توضیح داد: «جرقه نخست رمان پس از حضورم در یک مجتمع نگهداری دختران بی‌سرپرست و بدسرپرست زده شد. دیدن زندگی این دختران و تجربه دریافت جایزه از دست یکی از آن‌ها، تأثیر عمیقی بر من گذاشت. بعدها که دوباره به آن مرکز رفتم و از نزدیک با فضای زندگی‌شان آشنا شدم، احساس کردم جای روایت این دخترها در ادبیات نوجوان خالی است.»

حسن‌زاده افزود که یکی دیگر از ایده‌های اصلی داستان از روایتی درباره فردی در یک بیمارستان روانی شکل گرفت؛ شخصیتی که خود را بیمار نمی‌دانست. به گفته او، همین ایده باعث شد به خلق پدر «زیبا» فکر کند؛ شخصیتی که می‌خواست تصویری متفاوت از انسان‌های درگیر اختلال‌های روانی ارائه دهد.

او همچنین به نقش پررنگ تهران در رمان اشاره کرد و گفت: «تهران فقط محل وقوع داستان نیست، بلکه یکی از شخصیت‌های آن است. مسیر حرکت زیبا و پدرش از جنوب شهر تا شمال تهران و عبور از خیابان ولیعصر، بخشی از روایت داستان را شکل می‌دهد.»

نویسنده «زیبا صدایم کن» درباره شیوه نگارش این اثر نیز توضیح داد: «برخلاف بسیاری از آثارم، این رمان را بدون طرح از پیش تعیین‌شده نوشتم. هر روز بر اساس جریان ذهنم پیش می‌رفتم و نمی‌دانستم در نهایت کدام بخش‌ها در داستان باقی خواهند ماند. تجربه‌ای متفاوت بود که برای خودم هم تازگی داشت.»

حسن‌زاده درباره انتخاب عنوان کتاب گفت: «در ابتدا نام دیگری برای رمان در نظر داشتم، اما در یکی از گفت‌وگوها تیتر «زیبا صدا…» انتخاب شد و همان عبارت به دلیل ایهام و معنایی که داشت، به عنوان نهایی کتاب تبدیل شد.»

او درباره شخصیت اصلی داستان نیز اظهار کرد: «زیبا اگرچه شخصیتی خیالی است، اما هنگام نوشتن چند بار مرا به گریه انداخت. درد اصلی او این بود که حرف‌ها و احساسات فراوانی برای گفتن داشت، اما نمی‌توانست آن‌ها را با نزدیک‌ترین آدم‌های زندگی‌اش در میان بگذارد.»

حسن‌زاده در پایان با اشاره به پایان‌بندی رمان گفت: «برخی مخاطبان پایان باز را می‌پسندند و برخی پایان مشخص را. هر دو نگاه قابل احترام است، اما در ادبیات کودک و نوجوان وجود روزنه‌ای از امید اهمیت دارد. تلاش کردم پایان داستان نه بیش از حد خوش‌بینانه باشد و نه آن‌قدر مبهم که مخاطب را سردرگم کند.»

نشست نقد کتاب و فیلم «زیبا صدایم کن» در پایان با گفت‌وگوی فرهاد حسن‌زاده با حاضران و پاسخ به پرسش‌های مخاطبان به کار خود پایان داد.



پایان//