به گزارش رسانه آزنیک، نشست خبری کنسرت «موسیقی نو در ایران» با حضور علیرضا مشایخی، آهنگساز، و جمعی از نوازندگان و هنرمندان این پروژه برگزار شد. در این نشست، مشایخی بخش مهمی از سخنان خود را به آینده موسیقی ایران و شرایطی اختصاص داد که نسل جوان برای یادگیری، تجربهاندوزی و فعالیت حرفهای به آن نیاز دارد. او با انتقاد از وضعیت آموزش دانشگاهی موسیقی و محدودیت دسترسی به منابع تخصصی، بر ضرورت فراهم کردن الگویی عملی برای موسیقیدانان جوان تأکید کرد؛ الگویی که به گفته او، از طریق خلق آثار، انتشار آنها، تألیف کتاب و فراهم کردن امکان اجرای موسیقی معاصر شکل میگیرد.
تلاش برای فراهم کردن مسیر فعالیت نسل آینده
علیرضا مشایخی با اشاره به نزدیک به شش دهه فعالیت آهنگسازی خود گفت بخش مهمی از تلاشهایش به این اختصاص داشته است که نسل آینده بتواند در ایران موسیقی بیاموزد و فعالیت کند و برای دسترسی به منابع و فرصتهای تخصصی، ناچار به مهاجرت نباشد.
او با اشاره به سالهایی که خارج از ایران زندگی کرده بود، توضیح داد که یکی از انگیزههای بازگشتش به کشور، ایجاد تحرک در فضای موسیقی و کمک به شکلگیری جریانهای تازه در آهنگسازی بوده است. مشایخی در این زمینه به تفاوت مسیر هنری خود با برخی آهنگسازان همنسلش اشاره کرد و گفت انتخاب رویکردی متفاوت در موسیقی، همواره با واکنشهایی همراه بوده است.
از نگاه این آهنگساز، مسئله نسل جوان تنها آشنایی با آثار آهنگسازان گذشته یا یادگیری تکنیکهای نوازندگی نیست؛ جوانان برای شکل دادن به مسیر هنری خود به منابع معتبر، آموزش منسجم، امکان تجربه عملی و فرصت مواجهه با آثار متفاوت نیاز دارند. فراهم کردن این امکانات میتواند به آنها کمک کند تا علاوه بر یادگیری دانش موسیقی، زبان هنری مستقل خود را نیز شکل دهند.
مشایخی در ادامه به فعالیتهای خود در زمینه انتشار آثار و تألیف کتاب اشاره کرد و گفت که این اقدامات را باید بخشی از تلاش برای آینده موسیقیدانان جوان دانست. او با اشاره به انتشار شماری از آثارش در خارج از کشور و انتشار بخشی از آثار پیانویی خود در ایران از سوی مؤسسه فرهنگی و هنری ماهور، بر اهمیت ثبت و در دسترس قرار گرفتن آثار تأکید کرد. به گفته او، برخی از سمفونیهایش نیز در خارج از ایران ضبط شدهاند.
این آهنگساز همچنین از تألیف حدود ۱۵ کتاب سخن گفت و توضیح داد که در طول سالهای فعالیتش کوشیده است منابعی در اختیار علاقهمندان و دانشجویان موسیقی قرار دهد. از نظر او، آثار مکتوب و موسیقایی میتوانند امکان یادگیری را برای کسانی فراهم کنند که قصد دارند در ایران تحصیل کنند و مسیر حرفهای خود را ادامه دهند.
انتقاد از ساختار آموزش دانشگاهی موسیقی
بخش دیگری از سخنان مشایخی به وضعیت آموزش موسیقی در دانشگاههای ایران اختصاص داشت. او با انتقاد از ساختار آموزشی این حوزه گفت آموزش موسیقی باید بر پایه برنامهای منسجم، پیشنیازهای مشخص و مسیری روشن برای پیشرفت دانشجو شکل بگیرد.
مشایخی با یادآوری تجربه خود در تدوین برنامههای آموزشی دانشگاهی توضیح داد که در دوره وزارت دکتر حبیبی، چندین بار برای تنظیم برنامههایی در زمینه آموزش موسیقی تلاش کرده است. هدف این برنامهها، به گفته او، ایجاد ارتباط منطقی میان درسها و مشخص کردن پیشنیازهای آموزشی بود؛ اما این تلاشها با وجود موافقتهای اولیه، به نتیجه مورد انتظار نرسیدند.
او برای توضیح اهمیت این موضوع، به ضرورت یادگیری مبانی پیش از ورود به مباحث پیچیدهتر اشاره کرد. از نگاه مشایخی، نمیتوان از دانشجو انتظار داشت بدون تسلط بر مفاهیم پایه، در مراحل پیشرفتهتر آموزش موفق باشد. این مسئله در موسیقی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا یادگیری نظری، شناخت ساختار آثار، مهارت اجرایی و توانایی تحلیل موسیقی باید در ارتباط با یکدیگر پیش بروند.
اهمیت این انتقاد برای نسل جوان در آن است که ضعف در ساختار آموزشی، تنها به برنامه درسی دانشگاه محدود نمیشود؛ بلکه میتواند بر فرصتهای یادگیری، کیفیت آموزش تخصصی و امکان ورود دانشجویان به عرصه حرفهای نیز اثر بگذارد.
مشایخی همچنین از وضعیت موسیقیشناسی در ایران انتقاد کرد و بر ضرورت نزدیکتر شدن آموزش نظری به تجربه عملی موسیقی تأکید داشت. از نگاه او، شناخت موسیقی نباید صرفاً به مطالعه نظری محدود بماند؛ دانشجویان باید امکان شنیدن، تحلیل کردن، اجرا کردن و مواجهه مستقیم با آثار را نیز داشته باشند.
«موسیقی در ایران تعریف روشنی ندارد»
مشایخی در بخش دیگری از سخنان خود، نبود تعریف روشن و مشترک از مفهوم موسیقی را یکی از مسائل اساسی این حوزه دانست. او با اشاره به تفاوت دیدگاهها درباره موسیقی ایرانی و مفاهیم مرتبط با آن گفت حتی صاحبنظران نیز همیشه برداشت یکسانی از این مفاهیم ندارند.
این آهنگساز معتقد بود که چنین ابهامی بر آموزش، پژوهش و فعالیت حرفهای موسیقی تأثیر میگذارد. به باور او، برای پیشرفت این حوزه باید درباره مفاهیم پایه و معیارهای شناخت موسیقی گفتوگویی جدیتر شکل بگیرد.
این مسئله از منظر آموزش نسل جوان نیز اهمیت دارد؛ زیرا دانشجویان برای شناخت جریانهای مختلف موسیقی و شکل دادن به دیدگاهی مستقل، به چارچوبهای آموزشی و مفهومی روشن نیاز دارند. آشنایی با سنتهای موسیقایی، شناخت موسیقی معاصر و بررسی رویکردهای متفاوت آهنگسازی میتواند زمینهای برای گسترش نگاه هنری دانشجویان فراهم کند.
مشایخی همچنین به تاریخ موسیقی ایران و شیوه روایت آن اشاره کرد و دیدگاه انتقادی خود را درباره شناخت سنتهای موسیقایی مطرح کرد. او بر ضرورت بررسی دقیقتر این موضوعات تأکید داشت؛ مسائلی که به اعتقاد او، باید فراتر از برداشتهای رایج و بدون بررسی کافی، مورد توجه قرار گیرند.
شنیدن موسیقی؛ مهارتی که با تجربه شکل میگیرد
یکی از بخشهای مهم سخنان مشایخی به شیوه مواجهه مخاطبان با موسیقی اختصاص داشت. او معتقد بود شناخت موسیقی به شنیدن و تجربه مداوم نیاز دارد و نباید از مخاطب انتظار داشت بدون مواجهه کافی با یک اثر، فوراً آن را درک کند یا دوست داشته باشد.
مشایخی با نقل تجربهای از گفتوگو با یکی از مخاطبانش توضیح داد که آن فرد، با وجود آشنایی گسترده با سخنرانیها، گفته بود نمیتواند بهراحتی با موسیقی او ارتباط برقرار کند. مشایخی در پاسخ از او پرسیده بود چه میزان از آثارش را شنیده است. هنگامی که مشخص شد آن فرد تنها یک بار در کنسرتی با موسیقی او مواجه شده، آهنگساز به تفاوت میان آشنایی طولانیمدت با یک هنر و تجربه محدود از هنری دیگر اشاره کرده بود.
او در این زمینه دو شیوه مواجهه با موسیقی را از یکدیگر متمایز کرد: شنیدن حرفهای و شنیدن غیرحرفهای. در شنیدن حرفهای، موسیقیدان علاوه بر صداها، به بافت اثر، ویژگیهای ساختاری و جغرافیایی و ریشههای فلسفی آن توجه میکند. در مقابل، شنیدن غیرحرفهای به دانش تخصصی و پیشنیازهای نظری وابسته نیست و مخاطب میتواند از طریق شنیدن مکرر، بهتدریج با یک اثر آشنا شود.
از نگاه مشایخی، این فرایند برای نسل جوان نیز اهمیت دارد؛ چراکه آشنایی با موسیقیهای متفاوت میتواند قدرت شنیداری و شناخت هنری را گسترش دهد. مواجهه با اثری ناآشنا لزوماً به معنای درک فوری یا علاقهمند شدن به آن نیست، اما شنیدن پیوسته میتواند زمینه شناخت عمیقتر را فراهم کند.
او در توضیح دیدگاه خود در فلسفه هنر، موسیقی را نوعی زبان دانست؛ زبانی که امکان بیان احساسات و معناهایی را فراهم میکند که بهسادگی در قالب کلمات قابل انتقال نیستند.
آرش امینی: اجرای آثار معاصر به آمادگی ویژه نیاز دارد
آرش امینی، رهبر ارکستر و از هنرمندان حاضر در پروژه، درباره برنامه کنسرت و ویژگیهای آثار انتخابشده توضیح داد که این برنامه از چند بخش تشکیل شده و آثاری با ترکیبها و ساختارهای متفاوت را در بر میگیرد.
به گفته امینی، یکی از ویژگیهای آثار مشایخی فاصله گرفتن از برخی قراردادهای متعارف در ساختار موسیقی است. اجرای چنین آثاری، بهویژه قطعاتی که برای نخستین بار روی صحنه میروند، به آمادگی و هماهنگی ویژه نوازندگان نیاز دارد.
او به یکی از قطعات برنامه برای گروه سازهای زهی اشاره کرد که به دلیل پیچیدگی ساختاری، به هدایت و هماهنگی دقیق نیاز دارد. امینی همچنین درباره حضور آثاری برای ویولن، ویولا و گروههای زهی توضیح داد و قطعه «دریا» را از دیگر بخشهای برنامه معرفی کرد.
توضیحات او نشان میداد که اجرای موسیقی معاصر صرفاً به مهارت فردی نوازندگان محدود نیست؛ در این آثار، شناخت زبان آهنگساز، هماهنگی گروهی و آمادگی برای مواجهه با ساختارهای متفاوت نیز اهمیت دارد. چنین تجربههایی میتواند برای نوازندگانی که در آغاز یا میانه مسیر حرفهای خود هستند، فرصتی برای گسترش تواناییهای اجرایی فراهم کند.
امین غفاری: اجرای دو کنسرتو برای ویولن و ویولا چالش بزرگی است
امین غفاری، نوازنده حاضر در این کنسرت، با اشاره به آشنایی دیرینه خود با آثار مشایخی گفت در دوران تحصیل در دانشگاه تهران، از طریق کتابها، نوشتهها و موسیقی این آهنگساز با آثار او آشنا شده و علاقه داشته است که آنها را اجرا کند.
او توضیح داد که در سالهای بعد فرصت اجرای آثار مشایخی را پیدا کرده و در اجراها و ضبطهای مختلف، از جمله کنسرتو ویولن، دوئتها، سوناتها و کوارتتهای او، حضور داشته است.
غفاری اجرای دو کنسرتو برای ویولن و ویولا در یک برنامه را چالشبرانگیز دانست؛ زیرا تغییر ساز به آمادگی جسمانی، تمرکز و زمان کافی برای آمادهسازی نیاز دارد. او همچنین به تفاوتهای اجرایی این دو اثر و نیاز به آمادگی ویژه برای ارائه آنها اشاره کرد.
تجربه غفاری نشان میدهد که اجرای آثار یک آهنگساز معاصر، گاه به شناختی فراتر از یادگیری نتها نیاز دارد. نوازنده باید با زبان موسیقایی اثر آشنا شود، برای ویژگیهای فنی آن آمادگی پیدا کند و در عین حال، توانایی حفظ تمرکز در طول اجرا را داشته باشد.
فرزان فرنیا: آثار مشایخی چند گام از زمان خود جلوترند
فرزان فرنیا نیز در این نشست درباره شکلگیری آنسامبل کاروان و تجربه اجرای آثار مشایخی سخن گفت. به گفته او، آشنایی و همکاری با آثار این آهنگساز در شکلگیری این مجموعه نقش داشته و آنسامبل کاروان حدود یک دهه پیش با هدف اجرای آثاری متفاوت و کمتر شنیدهشده شکل گرفته است.
فرنیا توضیح داد که فعالیتهای مجموعه در دوران همهگیری کرونا متوقف شد، اما حضور در این کنسرت فرصتی دوباره برای ادامه مسیر و اجرای آثار مشایخی فراهم کرده است. او یکی از قطعات برنامه را اثری خاص و پیچیده توصیف کرد که اجرای آن به همکاری و آمادگی گروهی نیاز دارد.
فرنیا همچنین گفت هر بار که با اثری تازه از مشایخی مواجه میشود، احساس میکند این آثار چند گام از زمان خود جلوترند. این نگاه، بهویژه در ارتباط با نسل جوان نوازندگان، بر اهمیت مواجهه با آثار متفاوت و گسترش تجربه اجرایی تأکید میکند.
آینده موسیقی معاصر و مسئولیت انتقال تجربه
مجموع سخنان مطرحشده در نشست خبری کنسرت «موسیقی نو در ایران» نشان میدهد که دغدغه نسل جوان در صحبتهای مشایخی، تنها به آموزش دانشگاهی محدود نیست؛ دسترسی به منابع، انتشار آثار، امکان اجرای موسیقی معاصر و فراهم شدن فرصت تجربه عملی نیز بخش مهمی از این موضوع را تشکیل میدهد.
در نگاه او، انتشار آثار و تألیف کتاب راههایی برای انتقال تجربه به نسلهای بعدیاند؛ در حالی که سخنان نوازندگان حاضر در نشست، اهمیت اجرای زنده و مواجهه عملی با ساختارهای متفاوت موسیقی را برجسته میکند.
بر این اساس، آینده موسیقی معاصر ایران به مجموعهای از عوامل وابسته است: آموزش منسجم، دسترسی به منابع معتبر، حمایت از اجراهای تخصصی و فراهم کردن فرصت برای نوازندگان و آهنگسازان جوان تا با زبانهای موسیقایی متنوع آشنا شوند و تجربه کسب کنند.
کنسرت «موسیقی نو در ایران» در این چارچوب، علاوه بر ارائه آثار علیرضا مشایخی، فرصتی برای طرح این پرسش است که چگونه میتوان مسیر یادگیری، تجربه و فعالیت حرفهای را برای نسل آینده موسیقی ایران هموارتر کرد.
پایان//