به گزارش رسانه آزنیک، جعفر ابراهیمی (شاهد)، شاعر و نویسنده کودک و نوجوان، در هشتمین نشست انجمن شعر برگ با موضوع «مخاطبشناسی» درباره تجربه نسل نخست شاعران و نویسندگان کودک و نوجوان پس از انقلاب، ضرورت شناخت گروههای سنی و تغییرات مخاطب امروز سخن گفت.
ابراهیمی با مرور تجربههای خود و نسل نخست فعالان ادبیات کودک و نوجوان پس از انقلاب اظهار کرد که در سالهای نخست، تعداد شاعران و نویسندگان این حوزه محدود بود و نسل جدید نیز تجربه کافی نداشت. به گفته او، بسیاری از فعالان این حوزه برای تولید آثار خود از تجربههای دوران کودکی و نوجوانی و خاطرات شخصیشان استفاده میکردند.
او یکی از تجربههای مهم خود را سرودن شعری درباره جنگ و کودکان مناطق جنوبی کشور دانست و توضیح داد که پس از آغاز جنگ تحمیلی و با توجه به شرایط کودکان مناطق درگیر جنگ، شعری برای آنان سرود که در همان روزهای ابتدایی جنگ منتشر شد.
ابراهیمی همچنین از تأثیر تجربههای شخصی و خانوادگی بر آثارش گفت و توضیح داد که گاهی یک اتفاق ساده در زندگی میتواند سالها بعد به شعر تبدیل شود.
این شاعر و نویسنده با اشاره به وضعیت ادبیات کودک پیش از انقلاب گفت در آن دوره تلاش میشد وجود و اهمیت ادبیات کودک به جامعه و مسئولان شناسانده شود و پس از انقلاب، این وظیفه بر دوش نسل جدید شاعران و نویسندگان قرار گرفت تا این مسیر را ادامه دهند و ادبیات کودک و نوجوان را گسترش دهند.
او یکی از چالشهای مهم سالهای ابتدایی فعالیت شاعران کودک و نوجوان را نبود شناخت دقیق از گروههای سنی و مخاطبشناسی دانست و گفت در آن دوره بیشتر آثار برای کودکان دبستانی نوشته میشد و توجه به خردسالان و نوجوانان به شکل امروز وجود نداشت.
ابراهیمی درباره زبان شعر کودک نیز اظهار کرد که استفاده از زبان محاوره میتواند شعر را سادهتر کند، اما کار کردن با زبان معیار دشوارتر است و ظرفیتهای بیشتری برای شاعر ایجاد میکند.
او با اشاره به تفاوت نگاه کودک و نوجوان به مفهوم زمان گفت: کودک بیشتر در زمان حال زندگی میکند و درگیر مفهوم زمان به معنای بزرگسالانه آن نیست؛ اما نوجوان برای نخستین بار با موضوعاتی مانند آینده، هویت، جایگاه اجتماعی و نگرانیهای مربوط به فردا مواجه میشود.
ابراهیمی تأکید کرد مخاطب کودک و نوجوان ثابت نیست و نمیتوان برای همیشه مجموعهای از اصول یکسان برای شناخت این مخاطب تعیین کرد؛ زیرا زبان، زمانه، شرایط اجتماعی و علایق کودکان و نوجوانان تغییر میکند.
او در بخش دیگری از سخنان خود درباره کارکرد شعر و ادبیات کودک و نوجوان گفت همه مخاطبان این آثار قرار نیست در آینده شاعر یا ادیب شوند و بخشی از آنان اساساً هنوز علاقهای به شعر و ادبیات ندارند. به گفته ابراهیمی، یکی از کارکردهای ادبیات کودک و نوجوان این است که بتواند این گروه را به مطالعه و ادبیات علاقهمند کند و بهتدریج آنان را به سمت آثار جدیتر ادبی هدایت کند.
ابراهیمی با اشاره به تجربه خود از مطالعه داستانهای پلیسی در دوران نوجوانی، این آثار را نمونهای دانست که حتی اگر در سطح ادبیات کلاسیک نباشند، میتوانند نقطه آغاز علاقهمند شدن یک نوجوان به کتاب و مطالعه باشند.
او همچنین به شرایط اجتماعی پس از انقلاب و تأثیر آن بر گسترش کتابخوانی اشاره کرد و گفت فضای عمومی جامعه و افزایش میل به دانستن و مطالعه، در رشد ادبیات کودک و نوجوان نیز تأثیرگذار بود.
ابراهیمی در ادامه به موضوعاتی پرداخت که در دورهای امکان طرح آنها در شعر نوجوان کمتر وجود داشت و گفت عشق یکی از موضوعات مهم دوران نوجوانی است که برای مدتی از شعر نوجوان کنار گذاشته شده بود.
او تأکید کرد برای شناخت مخاطب نوجوان باید ویژگیهای واقعی زندگی و دغدغههای او را شناخت و نمیتوان صرفاً با مجموعهای از قواعد ثابت درباره این مخاطب شعر نوشت.
در بخش پایانی این نشست نیز ابراهیمی به همراه دیگر حاضران، آثار شاعران حاضر را نقد و بررسی کرد. در این نقدها موضوعاتی مانند زبان و لحن، موسیقی و وزن، تصویرسازی، تناسب مضمون با گروه سنی و توجه به تجربه زیسته مخاطب کودک و نوجوان مورد توجه قرار گرفت.
پایان//