به گزارش رسانه آزنیک، همایش تجلیل از فعالان سازمان بهزیستی در جنگ تحمیلی سوم، دوشنبه ۱۶ شهریور با تقدیر از سازمانهای مردمنهاد، رسانهها، مددکاران، همیاران سلامت روان و فعالانی برگزار شد که در روزهای جنگ، خدمترسانی به مردم و بهویژه گروههای آسیبپذیر را متوقف نکردند؛ مراسمی که بخش مهمی از آن به روایت زندگی کودکان و نوجوانانی گذشت که جنگ، فرصت ادامه زندگی را از آنان گرفت.
در میان روایتهای مطرحشده در این مراسم، نام «ضحی پسند» دانشآموز هشتساله مدرسه شجره طیبه میناب بیش از دیگران به چشم آمد؛ کودکی که در جریان حمله به این مدرسه جان خود را از دست داد و مادرش، که از زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزیستی است، امروز در مراسم تجلیل از قهرمانان جنگ حاضر شد.
سکینه نجاتی، مادر ضحی، در کنار مددکار خود نشسته بود؛ مادری که قرار بود از دختر کوچکش بگوید اما هر بار نام ضحی را بر زبان میآورد، بغض مجال سخن گفتن به او نمیداد.
ضحی برای مادرش تنها یک دختر هشتساله نبود؛ آخرین یادگار همسر از دسترفتهاش و مهمترین دلخوشی زندگی او بود. مادری که برای آینده دخترش آرزوها داشت و حتی روزی را تصور میکرد که او را در لباس عروسی ببیند.
او با چشمانی اشکبار از آرزوهایش برای دخترش گفت و تأکید کرد که ضحی بخش مهمی از زندگی او بوده است؛ کودکی که دیگر به خانه بازنگشت.
حادثه مدرسه شجره طیبه میناب و شهادت دانشآموزان این مدرسه، تنها یک حادثه نظامی نیست؛ روایتی انسانی از کودکانی است که در میانه جنگ، قربانی خشونت شدند. در این مراسم تأکید شد که روایت جنگ نباید تنها به توان نظامی، عملیاتها و میدان نبرد محدود شود، بلکه باید زندگی مردم و بهویژه کودکان، نوجوانان، خانوادهها و افراد دارای معلولیت را نیز دربرگیرد؛ گروههایی که در شرایط بحرانی بیش از دیگران در معرض آسیب قرار دارند.
ضرورت دیدهشدن کودکان و افراد دارای معلولیت در روایت جنگ
سیدجواد حسینی، رئیس سازمان بهزیستی کشور، با اشاره به صبر و استقامت مادر ضحی پسند گفت: مادری که عزیزترین فرزند خود را از دست داده، اما با شجاعت و ایستادگی از فرزندش روایت میکند، نمونهای از مقاومت و ایستادگی مردم ایران است.
وی با تأکید بر اینکه روایت جنگ نباید صرفاً به عرصه نظامی محدود شود، اظهار کرد: در کنار روایت اقتدار نیروهای مسلح، باید روایتهای اجتماعی و انسانی جنگ نیز ثبت و بازگو شود؛ روایت زندگی مردمی که در این روزها آسیب دیدند و همچنین روایت کسانی که در کنار آنان ماندند.
حسینی حادثه میناب و شهادت ۱۶۸ دانشآموز را از جمله روایتهایی دانست که ظرفیت بالایی برای طرح در سطح داخلی و بینالمللی دارد و افزود: باید نشان داد که در جنگ، فقط ساختمانها و زیرساختها آسیب نمیبینند، بلکه زندگی کودکان، خانوادهها و گروههای آسیبپذیر نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
به گفته رئیس سازمان بهزیستی، یکی از مهمترین وظایف پس از جنگ، ثبت و روایت این بخش از واقعیتهاست؛ واقعیتهایی که در کنار آثار فیزیکی، پیامدهای روانی و اجتماعی عمیقی نیز بر جای میگذارند.
۴۵۰ هزار خدمت مشاورهای برای عبور از آسیبهای روانی جنگ
رئیس سازمان بهزیستی کشور با اشاره به فعالیت نیروهای اجتماعی در روزهای جنگ گفت: در این دوره، علاوه بر آواربرداری فیزیکی، نوع دیگری از آواربرداری نیز در جامعه انجام شد که کمتر دیده شده است؛ «آواربرداری روانی».
وی افزود: همیاران سلامت روان و اجتماعی، مددکاران، تیم محب، نیروهای اورژانس اجتماعی و کارشناسان خط ۱۴۸۰ در روزهای جنگ در کنار مردم حضور داشتند و برای کاهش آسیبهای روانی ناشی از بحران تلاش کردند.
حسینی از ارائه حدود ۴۵۰ هزار خدمت مشاورهای در ایام جنگ خبر داد و گفت: اورژانس اجتماعی نیز حدود ۲۷ هزار عملیات میدانی برای ارائه خدمات سلامت روان انجام داده است.
این خدمات در شرایطی ارائه شد که کودکان و نوجوانان، خانوادههای دارای فرزند، افراد دارای معلولیت و سایر گروههای در معرض آسیب، بیش از گذشته نیازمند حمایت اجتماعی و روانی بودند.
در همین زمینه، تجربههای مطرحشده از سوی مددکاران و تسهیلگران حاضر در مراسم نشان داد که گاهی سادهترین اقدامها، از یک تماس تلفنی تا نشستن در کنار یک کودک یا نوجوان داغدار، میتواند در کاهش فشار روانی ناشی از بحران نقش مهمی داشته باشد.
مددکارانی که در خانههای کوچک خود پناه شدند
فرشته برزگر، تسهیلگر برنامه CBR از رباطکریم، یکی از این تجربهها را روایت کرد؛ تجربهای که در جریان یک حمله و عملیات آواربرداری برای او رقم خورد.
او گفت صبح روز حادثه خود را به منطقه رسانده بود. در میان صدای آواربرداری و رفتوآمد نیروهای امدادی، دختر جوانی را دید که گوشهای نشسته و با کسی صحبت نمیکرد. کنار او نشست و پس از مدتی دختر درباره برادرش که زیر آوار مانده بود صحبت کرد.
ساعاتی بعد پیکر برادر از زیر آوار بیرون کشیده شد. دختر پس از انتقال پیکر، از تسهیلگر به دلیل اینکه در آن لحظات تنهایش نگذاشته بود، تشکر کرد.
برزگر تأکید کرد که در شرایط بحرانی، نقش تسهیلگران تنها ارائه یک خدمت تخصصی نیست، بلکه اعتمادسازی، شنیدن، همراهی و تنها نگذاشتن افراد است؛ نقشی که برای کودکان، نوجوانان و خانوادههایی که با فقدان و آسیب مواجه شدهاند، اهمیت دوچندان دارد.
حسینی نیز در سخنان خود به مددکارانی اشاره کرد که در اوج جنگ، کودکان و دختران آسیبدیده و خانوادهها را در خانههای کوچک خود پناه دادند و از آنها مراقبت کردند؛ اقداماتی که به گفته او باید در کنار سایر روایتهای جنگ دیده و ثبت شود.
وقتی یک تماس تلفنی، سالمندی را از احساس فراموششدن نجات داد
پوران موسوی، همیار سلامت روان و اجتماعی، نیز از تجربه حضور در کنار سالمندان در روزهای جنگ گفت.
او تعریف کرد که در آن روزها، شماره سالمندی تنها در اختیارش قرار گرفت؛ فردی که همسرش را از دست داده و فرزندی نداشت. زمانی که همراه همکارانش به خانه او رفتند، سالمند با خوشحالی گفت: «فکر میکردم کسی فکر نمیکند من زندهام.»
پس از آن، گروه همیاران تصمیم گرفتند بهطور مستمر به او سر بزنند و حتی یک روز در میان برایش غذا ببرند.
موسوی گفت: در مناطق مختلف تهران نیز گروههای همیار سلامت روان و اجتماعی در تهیه و توزیع غذا، بستههای معیشتی، سرکشی به سالمندان، برگزاری آموزشهای آنلاین و اسکان آسیبدیدگان مشارکت داشتند.
این تجربهها نشان میدهد که در بحران، حمایت اجتماعی تنها به خدمات تخصصی محدود نمیشود؛ گاهی حضور یک مددکار، معلم، تسهیلگر یا داوطلب اجتماعی در کنار یک کودک، نوجوان، فرد دارای معلولیت یا خانواده آسیبدیده میتواند بخشی از امنیت ازدسترفته را به آنان بازگرداند.
بهزیستی در روزهای جنگ؛ خدمتی که متوقف نشد
سیدحسن موسویچلک، معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی، نیز با اشاره به پیامدهای گسترده جنگ گفت: جنگ آثار منفی بسیاری دارد، اما در بحران اخیر مردم، سازمانهای مردمنهاد و گروههای اجتماعی تلاش کردند شرایط زندگی و حال مردم را بهبود دهند.
وی با اشاره به حضور بخش غیردولتی در مدیریت پیامدهای بحران افزود: در جریان جنگ اخیر، سازمان بهزیستی حدود ۱۹ شهید و ۱۸ جانباز و مجروح داشته است.
موسویچلک همچنین با اشاره به اینکه ضحی پسند، دانشآموز شهید حادثه میناب، تحت پوشش سازمان بهزیستی بوده است، بر اهمیت نقش بخش غیردولتی، گروههای مردمی و سازمانهای مردمنهاد در حمایت از گروههای آسیبپذیر تأکید کرد.
به گفته مسئولان حاضر در این مراسم، کارکنان بهزیستی در روزهای جنگ، روند خدمترسانی را متوقف نکردند و مدیران، مددکاران، روانشناسان، نیروهای اورژانس اجتماعی، همیاران سلامت روان و تسهیلگران در کنار مردم باقی ماندند.
در این میان، توجه به افراد دارای معلولیت اهمیت ویژهای دارد؛ چراکه در شرایط جنگی، دسترسی به خدمات، جابهجایی، دریافت مراقبتهای تخصصی و حفظ ارتباط اجتماعی برای این افراد میتواند دشوارتر از شرایط عادی باشد و استمرار فعالیت شبکههای حمایتی بهزیستی، بخشی از این خلأ را پوشش میدهد.
سرمایه اجتماعی؛ پشتوانه حمایت از آسیبپذیرترین گروهها
حسینی با اشاره به مشارکت مردم و خیران در دوران جنگ گفت: در جنگ ۴۰ روزه اخیر، مردم و خیران حدود هزار و ۷۵۰ میلیارد تومان به سازمان بهزیستی کمک کردند که نسبت به مدت مشابه، ۴۱۰ درصد افزایش داشته است.
وی این میزان مشارکت را نشانهای از سرمایه اجتماعی جامعه دانست و گفت در کنار اقتدار نظامی، باید از همدلی مردم، مشارکت خیران و حضور گروههای اجتماعی نیز روایت شود.
اکبر کنعانی، عضو شورای عالی مدیریت بحران کشور، نیز با اشاره به تغییر ماهیت جنگها اظهار کرد: جنگ امروز تنها جنگ نظامی نیست و ابعاد اقتصادی و شناختی نیز دارد. در چنین شرایطی سلامت جسم و روان مردم و سرمایه اجتماعی جامعه میتواند هدف قرار گیرد.
وی نقش روانشناسان، مددکاران اجتماعی، خیران و نیروهای سازمان بهزیستی را در حفظ امید و تابآوری گروههای آسیبپذیر مهم دانست و گفت کسانی که در روزهای بحران دست مردم را میگیرند، در واقع از سرمایه اجتماعی جامعه حفاظت میکنند.
در نهایت، آنچه از این مراسم بیش از هر چیز باقی میماند، تنها آمار خدمات یا روایت عملکرد یک دستگاه نیست؛ بلکه تصویری از انسانهایی است که در میانه جنگ تلاش کردند کودکان و نوجوانان، خانوادههای داغدار، افراد دارای معلولیت، سالمندان و دیگر گروههای آسیبپذیر را تنها نگذارند.
ضحی پسند، کودک هشتساله مینابی، نمادی از بخش تلخ و انسانی جنگ است؛ و در سوی دیگر، مددکاران، تسهیلگران، روانشناسان، خیران و نیروهای اجتماعی قرار دارند که تلاش کردند پس از هر حادثه، بخشی از ویرانیهای روانی و اجتماعی را ترمیم کنند.
روایت این دو سوی ماجرا، یعنی کودکانی که جنگ آیندهشان را گرفت و انسانهایی که برای حفظ امید بازماندگان ایستادند، بخشی جداییناپذیر از روایت اجتماعی جنگ است؛ روایتی که به گفته مسئولان سازمان بهزیستی، باید ثبت شود تا نقش مردم و گروههای خدمترسان در کنار مردم، بهویژه در حمایت از کودکان، نوجوانان و افراد دارای معلولیت، فراموش نشود.
پایان//